|
Tenth Engine Batch Of Ship Engineering وبلاگ گروه دهم مهندسی کشتی دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار
| ||
|
به نام بهترین دوست
ذکر فؤاد زال(زید عذابه)
آن الدنگ دغّال، آن کبک بی پر و بال، آن غرقهی دریای اوهام، آن میوهی نپخته ی کال، آن دور افتادهی از صفات جمال، آن سبکسر رو به زوال، زندیق و ملحد فؤاد زال (ضلّ قومه)، پر بود از قیل و قال. ننگ است نام زال را بر او نهادن، چرا که شیخ ما، حضرت اباالفضائل حاج سهیل علائیمهر(زید عزه)او را ضالّ نامید از آن جهت که قوم جاهلش را گمراه نمود. آرند که روزی ضالّ (زید عذابه) و اصحاب جاهلش در معبر لاین قیل و قال میکردند و مستانه داد و فریاد.شیخ ما از قضا رهگذر آنجا بود. جوانکی بذلهگوی که نامش «غلامحسن کذّاب» بود و از مریدان آن ملعون بزرگ، راه بر شیخ ببست و گستاخی بکرد. اهانتها بنمود و دیوانهوار بخندید. شیخ لبخندی بزد و وی را فرمود: اگر هزار هم بگویی، یکی هم نشنوی!
همی گویم و گفته ام بار ها بود کیش من مهر ریش دارها پرستش به مستی است در کیش ریش برون اند زین جرگه زندیق ها
آرند که ضالّ (ضلّ قومه) بسی جاه طلب بود. از این جهت اصحاب جاهلش برای ارضای او یک صندلی چرخدار فراهم آوردند، تا بر روی آن بنشیند و به جاهلان اطرافش حکم فرمایی کند. حاج سهیل(زید عزه) این صحنه را بدید. او را بگفت: «ای زندیق! تو خود را بالا مبر که همیشه زیر دستی». ضالّ (زید عذابه) که با این سخن شیخ رسوا شده بود، مشتی رند را به سر دستگی جوانی جاهل که او را «سیبیل» نامیده بودند، زر و سیم داد تا شیخ را سنگ زنند. دود اگر بالا نشیند، کسر شأن شعله نیست جای چشم ابرو نگیرد، گرچه او بالاتر است
[ پنجشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۰ ] [ ۱:۳۳ ق.ظ ] [ سهیل علایی مهر ]
|
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||