|
Tenth Engine Batch Of Ship Engineering وبلاگ گروه دهم مهندسی کشتی دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار
| ||
|
انا لله و انا الیه راجعون و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی آغازی بی پایان را می سراید. درگذشت دوست و همکار عزیز٬ محمد رضا رحیمی را به خانواده گرامی آن مرحوم تسلیت عرض نموده برای ایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت و برای خانواده و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانیم.
[ سه شنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۵ ] [ ۸:۰ ب.ظ ] [ گروه 10 ]
دوست عزیز و همکار گرامی جناب آقای عباس رضاییان؛
ضایعه درگذشت برادر گرامیتان را خدمت شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده، برای آن مرحوم مغفرت و علو درجات الهی و برای شما و بازماندگان آن مرحوم صبر جمیل و اجر جزیل از درگاه خداوند متعال مسئلت میداریم.
[ چهارشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۳ ] [ ۳:۱ ب.ظ ] [ گروه 10 ]
خداجون سلام، خدا جون درود، خدا جون حالت چطوره؟ خدا جون اینجا میگن خدا دوست نداره کسی باهاش مستقیم صحبت کنه،میگن بهش برمیخوره.میگن کلاس خدا می آد پایین. اما من می دونم که اینا اصلا" تو رو نمی شناسن. اینها فکر می کنند که تو هم مثل این حکام و شاهان و مستکبران هستی که باید از یکسال قبل نوبت بزنی بعدش هم وقتی نوبتت میشه فقط میتونی با منشی اش صحبت کنی. وحالا اگر خیلی اصرار کنی یا پرتت می کنن بیرون یا میگن برو یکسال دیگه بیا. یکسال دیگه هم جناب با عیال رفته سواحل هاوایی حمام آفتاب. خداجون من میدونم که تو از احوال همه ی ما باخبری، حتی ما گروه دهی ها، نه ببخشید ما گروه رادیکال صد.راستش رو بخوای همه به این اسم حساسیت دارن، اصلا" مشکل دارن. خداجون از سه سال پیش که ما پرت شدیم به این گوشه، انگار بخت و اقبال ما هم پرت شد به آن گوشه، شاید هم آن قدر راه دور و پرپیچ و خم بود که اقبال ما حوصله نکرد با ما بیاید، ای روزگار....! خدا خیلی دلم پره از دست همه، حتی از دست خودت! سه سال همه چی رو تحمل کردیم، صبحگاه های طولانی که گاه یک ساعت و حتی یک ساعت و نیم طول می کشید.بازرسی از خوابگاههایی که تا ساعت 3-2 صبح طول می کشید،خوابگاه هشتی که دم خور با موش ها بود،جریمه های 4-3 ساعته که بعضا" باعث ضعف و نقش برزمین شدن دانشجوی بی زبان می شد و سر و صورت و دندانش آسیب می دید. اما خدا جون به یگانگی خودت قسم، بر خلاف خیلی ها این ها برای ما عقده نشد بلکه درس شد که وقتی 4 خط به روی دوشمون رفت، تعهد داشته باشیم، اخلاق داشته باشیم، وجدان اخلاقی داشته باشیم، یاد گرفتیم و خواستیم که این کارها رو نکنیم. همونطور که مولود کعبه ات گفت: هرچه را که برای خودت نمی پسندی برای دیگران هم مپسند. یاد گرفتیم که مثل همان هایی که امروز در کار ما موش میدوانند، جونیورهایمان را جریمه نکنیم و آنگاه به دوست دخترمان زنگ بزنیم تا بیاید و به آنها بخندد.یاد گرفتیم تا دلمان را دریا کنیم و شخصیت مان را دریایی. پس خداجون، کی میخوای به داد ما برسی؟؟؟ داشتم میگفتم خداجون،ترم پیش –قبل از دریا- همه جمع شدیم و بین خودمان دو نفر اصلح را انتخاب کردیم تا بتونن این روند مسخره رو عوض کنن. خدایا خودت شاهدی که دوتا از بچه های پاک دل و قلب رئوف از وقت خود، از درس خود، از همه چیزخود گذشتند تا نگذارند با دانشجویان سال پایین سلیقه ای برخورد شود و باز هم به یگانگی خودت قسم میخورم که همینطور هم شد، همانطور که مسئولین دانشگاه هم به این مساله اذعان کردند با مدیریت و رفتارشان اجازه ندادند برای هیچ دانشجوی سال پایین مشکلی پیش آید و مانند یک برادر بزرگتربودند، البته با کمک همگروهی ها . اما نتیجه چه شد؟خودشان قربانی شدند. خداجون این بود جواب اخلاقیات؟ این بود جواب اجرای عدل و حق؟چون قربانی نکردند خودشان قربانی شدند. خدایا نمی خواهم اینطور فکر کنم اما هی مدام به یاد قانون جنگل می افتم، قربانی کن تا قربانی نشوی! بگذریم، با این مساله کنار آمدیم و گفتیم چون بزرگترهای دریایی مان این طور می خواهند باشد! چشم!این قانون دریاست. این گذشت تا اینکه یکی از کارشناسان گروه، یکی از لنگری های هفته را مورد مواخذه قرار می دهد که چرا فلان شخص را جریمه کرده ای؟! وبا این جواب لنگری مواجه می شود که : "این مساله به شما ارتباطی ندارد." البته ما رفتار لنگری را تایید نمی کنیم هرچند که در آن بی احترامی صورت نگرفته و صرفا" یک واقعیت را یادآوری کرده است که مسائل انضباطی به هیچ کسی جز افرادی که در دیسیپلین مسئولیتی دارند ارتباط ندارد و این دلیل نمی شود که به دلیل روابط فامیلی مسایل دیسیپلینی خدشه دار و زیرپا نهاده شود.وظایف هرکس تعیین شده است و هرکس باید چارچوب وظایفش را بشناسد. اصلا" خداجون تو قضاوت کن، خدا جون یه سوال از خودت می پرسم: میشه اگه یه روز عزرائیل سردرد داشته باشه جبرئیل بیاد و جون ما رو بگیره ؟ اصلا" جبرئیل نه پسر خالش اسرافیل بیاد. اگه میشه یه لطفی در حق من کن و به جای عزرائیل جبرئیل رو بفرست بیاد تا جونمون رو دودستی تقدیمش کنیم. با این اوضاع و احوال خودت شاهد و وکیلی که اگر جبرئیل رو بفرستی بیاد ما می تونیم یه نفس راحتی یکشیم!!! داشتم می گفتم، اما واقعا" ما از کسی که سه سال مورد احترام همه ی گروهمون بود و البته هنوز هم هست توقع این کار رو نداشتیم. وجالب تر اینکه پشت پرده ی این ماجرا افرادی هستند که با لنگری فوق الذکر مشکل شخصی داشته اند و با دادن اطلاعات غلط میان دو طرف آتش افروخته اند. خدایا اما خودت که می دونی،از تو که پنهون نیست جای بسی تعجب که بزرگان به جای دفاع از حقوق دریایی ها، به جای اینکه تعصب دریایی نشان دهند، آمدند و لنگری را مورد مواخذه قرار دادند !!! با این حساب دیسیپلین یعنی کشک!!!دیسیپلینی که راس هرمش تیشه به ریشه اش بزند را باید تعطیل کرد، کرکره اش را پایین کشید و فاتحه ی سوزناکی برایش قرائت کرد. خلاص، ما رو بخیر و شما رو به سلامت. خدا جون ،به یگانگی خودت قسم میخورم که خسته ایم، خسته ی این مسائل پوچ، خدایا رو این زمین کسی به داد ما نرسید، کسی نبود به شکایت ما گوش کنه، کسی نبود که حرف دل ما رو بشنوه.خدایا دادمان را هرجا بردیم خروس قندی به همراه اخم دشتمان کردند، اما خدا تو حق مطلقی تو برامون یه کاری بکن! [ چهارشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۰ ] [ ۱:۴۸ ب.ظ ] [ گروه 10 ]
به مناسبت روز جهانی کار و کارگر،تالار وحدت دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار دیروز 11/02/1390 شاهد برگزاری یکی از به یاد ماندنی ترین همایش ها به همت انجمن علمی مهندسی مکانیک کشتی و گروه 10 مهندسی مکانیک کشتی بود. این همایش با حضور محمد وافری، رئیس هئیت مدیره ی انجمن دریانوردان تجاری ایران در دو بخش با موضوع اهمیت کنوانسیون کار دریایی و تاثیر انجمن ها و جنبش های مردم نهاد (NGO) بر شکوفایی صنعت دریا با شکوه خاصی برگزار شد. لحظه شماری دانشجویان برای آشنایی بیشتر با مسائل ویژه ی حرفه ی دریانوردی به گونه ای بود که از ساعتی پیش از شروع مراسم در تالار وحدت دانشگاه دریانوردی حضور داشتند و مدت زمان 4 ساعته ی برگزاری همایش را با شوق و اشتیاق کامل تحمل کردند. این مراسم که با حضور حجة الاسلام و المسلمین دکتر احمدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی آذین بسته شده بود، دقایقی چند را در ابتدای همایش پذیرای سخنان گهربار ایشان پیرامون مقام معلم،تاثیرات انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها بر رونق دریانوردی در ایران و سالروز شهادت حضرت فاطمه ی زهرا (س) بود. این همایش که بی شک یکی از موثرترین جلسات برای آشنایی دانشجویان دریایی با مسایل کاریشان بود با اهدای لوح های یادبودی به استاد احمدی و مهندس وافری همراه بود. حضور مهمانان ویژه ای چون مهندس ستوده ریاست کشتیرانی بندر چابهار، مهندس سامی دوست و مهندس حسینی از اساتید برجسته ی دانشگاه دریانوردی طراوت و گرمای ویژه ای به این مراسم بخشیده بود که جا دارد از این عزیزان تشکر ویژه ای کنیم. شایان ذکر است با وجود ابرازعلاقه ی شدید قلبی جناب آقایان مهندس مرتضایی ریاست شرکت نفتکش بندر چابهار و دکتر هراتی مختاری ریاست سازمان بتادر و دریانوردی بندر چابهار، ایشان به علت مسائل کاری در تهران حضور داشتند و به این جلسه نرسیدند. امیدواریم در آینده شاهد برگزاری هرچه بیشتر مراسماتی چنین موثر و پردستاورد توسط انجمن علمی مهندسی مکانیک کشتی و گروه 10 مهندسی کشتی باشیم. در پایان مناسب است تا سپاسگزاری و خسته نباشید ویژه ای را به آقای عباس رضائیان دبیر انجمن علمی مهندسی کشتی که زحمات بی شائبه ای را در راستای برگزاری هرچه بهتر این همایش وزین کشیدند، تقدیم کنیم. به امید اعتلای روزافزون صنعت دریایی و جامعه ی دریانوردان ایران [ دوشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ] [ ۳:۲۰ ب.ظ ] [ گروه 10 ]
چه کسی هر دو لبم را به الف باز نمود چه کسی جامه تقوا به تنم ساز نمود ای معـلم کـه تـو را دانـش بسیـار بـوَد جان شاگرد بـه فدایت که سزاوار بوَد . . . اینجا جا داره از استادای عزیزمون جناب آقای میر معصومی(مدیرگروه) جناب آقای سجادی(رییس دانشکده)و جناب آقای کاپیتان سرگزی(رییس کمیته ی انظباطی) ومابقی اساتید محترم هیات علمی که همیشه مانند پدرانی مهربان وفداکار گروه ۱۰ را مورد لطف وعنایت خود قرار دادندتشکر کنیم. باشد که این لطف ومحبت در حق مابقی گروه های دانشجویی هم مد نظر گردد تا همیشه رابطه ی دوستی ومهربانی بین استاد وشاگرد در این دانشگاه زنده بماند. از صمیم قلب برای سربلندیتان دعا میکنیم. [ دوشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ] [ ۳:۱۳ ب.ظ ] [ گروه 10 ]
از آنجاکه برخی از دوستان شفیق و عزیز ما نسبت به برخی اصطلاحات ناپسند مانند اصطلاح گروه ۱۰ آلرژی شدید پیدا کرده اند به گونه ای که به علت دیدن کابوس های مکرر در خواب شبانه اخیرا" تسلط خویش را به کلی از دست داده اند ،شورای هماهنگی گروه ۱۰ (ببخشید دوباره این اصطلاح در این نوشته تکرار شد) در اقدامی جوانمردانه و برای بازگرداندن خواب به چشمان این عزیزان با تغییری استراتژیک نام گروه را به گروه رادیکال ۱۰۰ تغییر داد. مینیمم امتیاز این تصمیم آنست که دوستان به دو سه هفته محاسبات جبری و ریاضی نیاز دارند تا به این معما پی ببرند و پرده از این راز پیچیده بردارند.شاید هم بیشتر از دو سه هفته . می گویید چرا؟چونکه ابتدا باید قرارداد با پیمانکار شایسته منعقد شود تا ماشین حسابی ازکشوردوست وبرادر آلمان وارد شود که بتواند پاسخ چنین معمای لاینحلی را آشکار کند. تازه با این وضع تحریم شاید هم بیشتر. اصلا" از کجا معلوم که این مساله هم مثل مساله ی تجهیز کارگاه ها با مشکلات گمرکی مواجه نشود؟ پس دوستان عزیز بیایید زین پس به جای واژه ی نامانوس و نامفهوم گروه ۱۰ از واژه مناسب و ادبی - علمی گروه رادیکال ۱۰۰ استفاده کنیم . باشدا که با این تصمیم سزاوار و بجا خواب شبانه به چشمان برخی دوستان بازگردد. راستی اگه نتونستن بخوابن دیگه تقصیر ما نیست ، چون ما حداکثر تلاش خودمون رو کردیم دیگه اینجا این خسروان که صلاح مملکت خویش را بهتر می دانند بهتره ریشه ی این آلرژی را در جا های دیگر مانند گرده ی گل ها، بادمجان ،سیب زمینی ،خودشان ، غذاهای با طبع سرد و یا غذاهای با طبع گرم جست و جو کنند و یه نیمچه تغییراتی ایجاد کنند. چنان که ما این کار را کردیم! بالاخره اینست از کرامات گروه رادیکال ۱۰۰! [ پنجشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ ] [ ۱۱:۴۲ ب.ظ ] [ گروه 10 ]
کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام دوست عزیز و گرامی رضا قشقایی خبر درگذشت دایی بزرگوارت دل تمام ما را به درد آورد.از درگاه خداوند متعال برای شما صبر و برای دایی مرحومت طلب علو درجات را داریم. ما را در غم خودت شریک بدان دوستان همیشگی ات گروه ۱۰ مهندسی کشتی دانشگاه چابهار [ پنجشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ ] [ ۶:۳۴ ب.ظ ] [ گروه 10 ]
انجمن علمی مهندسی مکانیک کشتی دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار برگزار می کند:
با حضور فرزند گرانقدر آن استاد :مهندس ایرج حسابی مکان :تالار وحدت دانشگاه دریانوردی وعلوم دریایی ایران چابهار زمان:یکشنبه ۱۹/۲/۱۳۸۹ ساعت ۲۰ [ یکشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ] [ ۴:۲۵ ب.ظ ] [ گروه 10 ]
ای مهندس ای توانا در علوم ای تو را علم مواد نوکر ، غلوم ای مسخر در دودستت بحر علم ای که مشهور گشته ای بر صبر وحلم ای که داری تو بیانی بس فصیح ای که لبخند می زنی گاهی ملیح ای زجورت عالمی نالان شده بس مریدان از غمت ویران شده روز وشب ذکرت تنش کرنش بود آخرین فصل تو از پیچش بود گر زتو دارند گلایه هست چاخان روز وشب فریاد زنند، آی،مادر جان گاه با اشک غم ، با چشم گریان کر بکرد گوش مرا فریا د شان دست آخر این چنین گویم تورا جان jack of all trod- master of none
[ سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱۲:۴ ب.ظ ] [ گروه 10 ]
|
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||