|
Tenth Engine Batch Of Ship Engineering وبلاگ گروه دهم مهندسی کشتی دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار
| ||||||
|
سلام بچه ها اومدم بگم خداروشکر ماهم سرو سامون گرفتیم
چیه بابا فکر کردین عروسیمه؟ نه بابا دیگه جونیورشدیم پنجشنبه دارم سوارمیشم حدس بزنین کدوم کشتی؟ اس کلاس تو جزایر قناری؟ نه بابا ان کلاسه توخارک فکرشوکنید تواین ماه رمضونی تواون گرمای خارک روزه هم میگیریم دیگه واویلا میشه راستی با احمدمیرزایی باهم میریم چه شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کشتی نسا بیچاره شد که؟؟؟ ایشالا شماهم هرچه سریعتر به ناوگان شرکت ملی نفتکش ایران وکشتیرانی ملحق میشیدتابه مملکت خدمت کنید راستی این ماه حقوق فیلیتی گرفتم خیلی حال داد
[ دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۱ ] [ ۹:۵۹ ق.ظ ] [ علی اصغر جمشیدی ]
سلام بچی ها
آقا شوخی شوخی ماهم رفتیما!!!!!! کجا؟ رویکی از بهترین کشتیای دنیاتوسال گذشته بله رفتیم رو دادگر. دوشنبه صب از عسلویه سوار میشیم حالا جالب اینجاست کیا باهمیم من و ممدرضارحیمی ومصطفی واحدی ورضاقشقایی چه ترکیب دل انگیزی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! هرکی میخاد بام خدافظی کنه بهم زنگ بزنه من شارژ ندارم به همتون زنگ بزنم موفق باشید.بای آهان تایادم نرفته عباس بروگمشو [ پنجشنبه دهم تیر ۱۳۸۹ ] [ ۵:۴۸ ب.ظ ] [ علی اصغر جمشیدی ]
سلام دوستاي گلم بچه ها ميدونيدالان كه دارم مينويسم اصلاحس خوبي ندارم چون ديگه داريم از همديگه جداميشيم بعد اون همه خاطرات شيرين كه باهم داشتيم. اين آخرين آپمه ديگه دارم بارسفرو ميبندم كه برم. تو اين مدت به نت دسترسي ندارم و نميدونم چي به سر وبمون مياد ولي اميدوارم هرچي كه ميشه خوب باشه. ازشما ميخام كه بيايدو نظر بذارين.منم قول ميدم خاطراتمو واستون بنويسمو بيارم. اميدوارم وقتي برگشتم همتون ازپيشرفتتون برام بگيد ازصميم قلب براتون آرزوي موفقيت ميكنم و هميشه واستون دعا ميكنم،شما هم يادتون نره كه برام دعاكنيد. تا يكي دوهفته ديگه كه ميرم بيايدو آخرين حرفارو بزنيد. من دارم ميرم كه يه آدم ديگه اي بشمو برگردم با كلي تجربه و پيشرفت علمي.شماهم سعي كنيدكه خودتونو عوض كنيدوپيشرفت كنيد ثانيه ها ميرن وديگه بر نميگردن........!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! هميشه رفتن رسيدن نيست،هرچندبراي رسيدن بايد رفت. [ جمعه چهارم تیر ۱۳۸۹ ] [ ۴:۳۹ ب.ظ ] [ علی اصغر جمشیدی ]
دریا و مرد تنها و روی ساحل مردی به راه می گذرد نزدیك پای او دریا همه صدا شب ‚ گیج درتلاطم امواج باد هراس پیكر رو میكند به ساحل و درچشم های مرد نقش خطر را پر رنگ میكند انگار هی می زند كه : مرد! كجا میروی كجا ؟ و مرد می رود به ره خویش و باد سرگردان هی می زند دوباره : كجا می روی؟ و مرد می رود و باد همچنان امواج ‚ بی امان از راه می رسند لبریز از غرور تهاجم موجی پر از نهیب ره می كشد به ساحل و می بلعد یك سایه را كه برده شب از پیكرش شكیب دریا همه صدا شب گیج در تلاطم امواج باد هراس پیكر رو میكند به ساحل و ..... [ سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ ] [ ۳:۲۶ ب.ظ ] [ علی اصغر جمشیدی ]
[ چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۸ ] [ ۱۰:۲۱ ق.ظ ] [ علی اصغر جمشیدی ]
سلام بچه ها باز پانشین یکم راه بیفتین برین دانشگاه همه سیزدهم میریم [ چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۸ ] [ ۱۰:۶ ق.ظ ] [ علی اصغر جمشیدی ]
|
| |||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||